تبليغاتX
تکه صدا

تکه صدا

...درد دل هایی که کاغذ گوش داد

 

دلم... می خواهد برخیزد

تا که از سردی این خلوت ناخواسته ام بگریزد

دلم حتی نمی خواهد از ابر ها باران بریزد...

 

دلم همیشه مرا یاد فاصله ها می اندازد

و اینکه همیشه جای کسی خالی ست...

نمی داند که اگر باران نبارد

شعرهایم ناتمام می مانند!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت15:14توسط به آفرید | |

من عادت کردم... 

 به این که هر شب بخوابم.

هر روز بیدار بشم.

مثل هر روز حرف بزنم.

اکثر اوقات ناراحت بشم.

بحث کنم.

عصبانی بشم.

داد بزنم.

و بیشتر از همه به این که تنها بشم...

و گریه کنم...!

درد دل کنم ...مثل همیشه با کسایی که منو نمی فهمن.

راه برم.

دور بشم...

و عادت کنم... به عادت کردن...! 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت20:53توسط به آفرید | |